هر چقدر دور باشیم باز هم نزدیکیم بالا را نگاه کن ، هر دو زیر یک آسمانیم
جشن عروسی : صبح روز عروسی ، عروس ارایشگاه رفته و داماد دنبال عروس می رود و به مجلس می ایند . در روز عروسی رقص و پایکوبی می کنند و به صرف شربت و شیرینی و گاه شام می پردازند. کسانی که تا این روز به عروس شاباش نداده باشند ،باید شاباش بدهند . بعد پسر کوچکی از خانواده داماد ،کمربندی به کمر عروس می بندد و می خواند:
گلین گلین ،قیز گلین ،اینجه لرین دوز گلین ،یددی اوغلان ایستیرم ،سوان بشی یون قیزگلین
معنی : عروس عروس ،دختر عروس ،صدف هایت را بند کن عروس ،هفت پسر می خواهم ،ته طغاری دختر عروس
سپس یک کلاه مردانه سر عروس می گذارند تا اولین فرزندش پسر شود . آن گاه عروس به خانه می رود داماد پشت بام رفته و عروس با پدر ،برادر و یا یکی از نزدیکانش به خانه می روند .و داماد به نشانه استقبال از آن ها و همین که عروس به حیاط منزل می رسد ،پول و نقل بر سر او می ریزد و عروس با شکستن موانع که زیر پاش وارد خانه می شود موانع نعلبکی و لیوان برا دوری بلا است و سپس عروس وارد شده و داماد هم با کتک اطرافیان وارده منزل می شود تا بلا دور شود و خوشیخت شوند سپس بعد از رفتن همه داماد برا عروس یک سکه کادو می دهد تا پر برکت شوند و روی عروس باز می کند
مرگ و عزا
مراسم سوگواري پس از فوت شخص ،به هنگام تشييع و تدفين صورت مي گيرد . مراثي كه در اين مراسم خوانده مي شود ((آغي ))نام دارد . ((آغي چه )) يا مرثيه خوان ،نخست از كارهاي مثبت متوفي مي گويد و او را تعريف و توصيف مي كند . سپس وارد آهنگ حزن انگيز مي شود و براي او ((آغي)) مي خواند. ((آغي )) ها در ادبيات شفاهي مردم آذربايجان از نظر تعدا زياد و از نظر مفهوم و معني رنگارنگ و متنوع است .
متوفي را بر اساس اصول شرعي به خاك مي سپارند . صاحب عزا ناهار و شام فراهم مي كند و تا يك هفته اين مراسم ادامه مي يابد . پس از روز چهلم ،نزديكان متوفي قوچ يا گوسفندي به خانه صاحب عزا مي آورند وبدين ترتيب به وي سر سلامتي مي دهند .
مردان عزادار تا دو هفته ريش خود را نمي تراشند و زنان نيز تا شش ماه از پوشيدن لباس نو خوداري مي كنند . براي تراشيدن ريش و از عزا در آوردن خانواده متوفي معمولا از طرف اقوام نزديك و زيش سفيدان طايفه اقداماتي صورت مي گيرد .
در اروميه مجلس ختم و شام غريبان ،در روزهاي سوم ،هفتمو چهلم خلاصه مي شود . اولين عيد بعد از فوت متوفي ،(قره بايرام) يا عيد سياه ناميده مي شود و در اولين روز نوروز(عيد سال)به ديدار صاحب عزا مي روند
مراسم شانس کوزه در اخرین چهارشنبه ماه صفر انجام می شود که شب قبل در در خانه بزرگ فامیل کوزه ای را پر از اب می کنند و سرش را میبندند و از جایی اویزان می کنند و اعتقاد دارند که تا فردا بعد از نماز عصر زمین نباید بخوره و همه اعضا فامیل انگشتر دکمه کلید سنجاق و چیزهای کوچکی را با نیت می ندازنند داخل کوزه و فردا عصر کوزه را پایین میاورند و بچه کوچکی که هنوز بالغ نشده را می گدارنند تا بعد از خواندن شعر یا بایاتی ترکی دست داخل کوزه کرده و یک چیز را در اورد و ماله هر کس بود این بایاتی ماله نیت اوست و ترجمه کرده و نیت خود را می فهمند چه شود این مراسم برای خداحافطی با ماه صفر و غم است و بسیار برا مردم اذربایجان مقدس است
مراسم باران خواهي
ازديگراعتقادات مرسوم در بين مردم آذربايجان غربي مراسم باران خواهي و يا مراسم ((چمچه گلين)) است . اين مراسم به هنگام خشك سالي اجرا مي شود . دراين مراسم ملاقه بزرگي را كه به زبان محلي به آن ((چمچه))مي گويند ،با پارچه هاي رنگي تزيين مي كنند و به در خانه مردم محله و يا روستا مي روند ،در خانه را مي زنند و اين گونه مي خوانند:
چمچه گلين چوم اوسته / الله دان ياغيش اوسته
الله بيز ياغيش ور / ديم لرميز گورودوه
معني:
اي چمچه عروس بالا برو / از خدا باران بخواه
خدايا به ما باران عطا كن / كشت ديم ما خشك شده
صاحبخانه در را باز مي كن و روي ملاقه آب،نمك يا نان مي ريزد تا بركت خدا نازل شود
چهار آتش افروزي در چهار روز چهارشنبه ،به عدد رمزي ((چهار))اشاره دارد . اولين چهارشنبه ((خبرچي))،دومين چهارشنبه ((كوله يا كوتاه ))،سومين چهارشنبه ((قره))(سياه)و چهارمين چهارشنبه ((آخر چهارشنبه ))ناميده مي شود. در هر يك از اين روزها ،جوانان هر محله آراسته و با لباس نوازاوايل شب به آتش بازي و آتش افروزي مي پردازند و از روي آتش مي پرند و مي خوانند :
آتيل ماتيل چرشنبه /بختيم آچيل چرشنبه
در اين مراسم بعضي ها ترقه مي تركانند و فشفشه دستي و كوزه باروتي روشن مي كنند .
مفصل ترين مراسم متعلق به آخرين چهارشنبه سال است . صبح زود اين روز مردم با كوزه هاي سفالي به لب رودخانه مي روند وآن را از آب پر مي كنند وآن آب را به عنوان مظهر پاكي و روشني به خانه مي برند . همچنين در اين شب دلمه برگ مو و كوفته مي پزند و آن را به همراه آجيل ،شيريني و ميوه بر سر سفره مي گذارند . از اول شب نيز جوانان از پشت بام هاي همسايگان كجاوه مخصوص و يا شال كمري به جلوي پنجره ها آويزان مي كنند و يا با دادن كيسه ها به خانه ها تنقلات خود را دريافت مي دارند وآن را خوش يمن وتبرك مي دانند .
يكي ديگر از مراسم اين روز فرستادن خنچه اي از ميوه و شيريني ،آجيل ،آيينه و ديه براي عروس خانواده است . در اين روز خريدن آيينه به معني روشنايي ،جارو به معني تميزي وپاكي ،كوزه براي پر كردن آب به عنوان روشنايي و كبريت يا شمع به عنوان نور و روشنايي خوش يمن است
خانلار خانی به همراه 4خانم ودختر وپسر خردسالی که سبدهای انگور به دست داشتند وارد تالوار می شدند.
عدد 4 به معنای عناصر 4 گانه آب باد خاک وآتش ودختر و پسر خرد سال نمادی از ادامهء حیات بودند. خانلارخانی سخنان خود را با دعا ونیایش وشکرگذاری شروع میکردودعای ویژه جشن انگور را اجرا می نمود. بعد از مراسم شکرگذاری دختر وپسر خرد سال با سبدهایی مملو از انواع انگوربه عنوان تبرک از مردم پذیرایی میکردند وهر کس به نیتی انگور برمی داشت. پس از مراسم گرفتن شیره انگور (دوشاب) شروع می شد انگورها را از تاکستانها می چیدند و بعد از شستشو توسط دستگاههای مخصوص له کرده ودر ظرفهایی بنام تاغار می ریختند تا آب انگور بیرون آمده و خاک مخصوصی برای ته نشین شدن املاح اضافه می کردند تا آب انگور صاف شود.سپس آب انگور را دردیگها با هیزم فراوان می پختند تا به غلظت مناسب برسد.بعد از این مراسم مردان پهلوان منطقه مراسم کشتی محلی را اجرا می نمودند وسپس به اجرای مراسم سازودهل در میدان (تالوار)ورقص دسته جمعی وایجاد صف طولانی(به نشانه اتحاد)می پرداختندو سرود های محلی ویژه را اجرا می کردند.در روستاها ودر هر منطقه خواننده های محلی(عاشیق های مشهور)این سرودها را اجرا می نمودند.جشن انگور در بعضی از روستاها مانند (دیگاله-گرد آباد-جمال آباد-قوشچی-گولان)همزمان با رسیدن کامل انگورو در برخی دیگر به هنگام چیدن و جمع آوری انگور برگذار می شده است..





با تشکر از خانم سحر نعمتی بابت ارسال مطالب.
برچسب:
نویسنده: گیتی افشار